ابن نما الحلي ( مترجم : على كرمى )

105

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي )

به سوى كهن‌ترين معبد توحيد كعبه‌اى در كنار كعبه ( 1 ) هنگامى كه خبر هلاكت معاويه در جهان اسلام پخش شد و از پى آن ، اين گزارش همه جا زبان به زبان پيچيد كه حسين عليه السّلام ، سوّمين امام نور و نوادهء گرانقدر پيامبر و سالار جوانان و جوانمردان بهشت و بزرگ پرچمدار آزادى و آزادگى و حقوق بشر ، از « مدينه » به مكّه هجرت كرده و اينك در كنار خانهء خدا به روشنگرى و بيان مفاهيم و معارف دين انسانساز و آزاده پرور عزت‌آفرين خدا پرداخته و با به دوش كشيدن بار گران مبارزهء با استبداد و تاريك انديشى و خشونت ، و به اهتزاز در آوردن پرچم آزادى و آزاديخواهى و دفاع از حقوق پايمال شده مردم ، و به جان خريدن همه گزندها و خطرها ، قهرمانانه قامت برافراشته است ، از همه جا چشم‌ها به « مكّه » دوخته شد و او به صورت كعبه‌اى در كنار كعبه جلوه كرد . مردم « كوفه » نيز با دريافت اين دو خبر ، در خانهء « سليمان بن صرد خزاعى » - كه از بزرگان عراق و شهر كوفه بود - گرد آمدند تا در مورد روند جارى تبادل نظر كنند . در آن نشست بود كه هر كس به گونه‌اى از شكوه و عظمت حسين و از عشق به او سخن راند و ميزبان آنان گفت : ( 2 ) « انّ معاوية هلك ، و ان الحسين قد نقض على القوم ببيعته ، و خرج الى مكة هاربا من طواغيت آل أبى سفيان ، و أنتم شيعته و شيعة أبيه ، فان كنتم تعلمون أنكم ناصروه و مجاهدوا عدوه ، فاكتبوا اليه ، و إن خفتم الوهن و الفشل فلا تغرّوا الرجل بنفسه . قالوا : بل نقاتل عدوه ، و نقتل أنفسنا دونه . » هان اى مردم ! معاويه به هلاكت رسيده و سالار آزادگان ، حضرت حسين با « يزيد » دست بيعت نداده و خلافت او را به رسميّت نشناخته است . او از اين راه ، سياست بيعت‌خواهى گروه حاكم اموى را دچار شكست ساخته و در زير فشار طاغوت‌هاى بيداد پيشهء دودمان اموى ، اينك به « مكّه » رفته است . شما مردمى